یاد یاران به معراج رفته ,

:چهارشنبه 28 فروردین 1387:

" به یاد شهدایی که کشته شدند.! "

مجاهد مسلمان

*****************

 

بسم الرب الشهداء./

برای من اصلا مهم نیست که مسئولان و رؤسای پشت میز نشین بنیاد شهید، از شهادت چه تعریفی دارند و چه کسی را شهید می دانند. و یا مهم نیست که جناب فرماندار شیراز، هرچه در توان داشت، به کار بست تا به هر نحو ممکن، اثبات کند که حادثه حسینیه سیدالشهدا(ع)، تروریستی نبوده و آنان که در خون سرخ خویش غلتیدند، کشته شده اند و به شهادت نرسیده اند..

و مهم هم نیست که حدادعادل و هاشمی شاهرودی و هرکس و ناکس دیگری، از بابت کشته شدن هم وطنان تاسف بخورند و پیام تسلیت صادر کنند و فردا روز هم، کمیته تحقیق چه رأی و نظری خواهد داشت ..

حتی اصلا برای من مهم نیست که انفجار بمب بوده یا مین خنثی شده.!

آری جناب فرماندار. آری آقای مجلس. آری حضرت قاضی القضات. آری برادران کمیته تحقیق..

نه رأی شما و نه اسناد و شواهدی که ارائه خواهید کرد، هیچ تغییری در اعتقاد و یقین من به شهادت یاران و برادران شیرازی و حضورشان در جمع شهدا، ایجاد نخواهد کرد..

برای من، همین که یاران به خون غلتیده شیرازی، با ذکر حسین(ع) به دیدار محبوب شتافتند و مقام عظمای ولایت نیز پروازشان را شهادت گونه دانسته است، کفایت می کند، تا شهید خطابشان کنم و بار این غصه و اندوه را به دوش بکشم که دیگربار از غافله شهدا جا ماندم و دوباره باید ذکر "یا لیتنا کنا معک" از سر بگیرم..

 

یازهرا(س)./


ویرایش شده در - و ساعت -

نظر ها ()        [لینك مطلب]


یاد یاران به معراج رفته ,

:شنبه 6 مرداد 1386:

" معشوق را قربانی جز عاشق نشاید "

مجاهد مسلمان

*****************

 

بسم الرب الشهداء./

گفتندش که موعد قربانی رسیده، چرا قربانی نمی کنی؟!

لبخند زد و سکوت کرد.!

غربو شد. دوباره گفتندش که چرا قربانی نمی کنی؟!

باز هم لبخند زد و سکوت کرد.!

موعد قربانی تمام شد. رفتند تا شماتتش کنند..

سر به سجده داشت..

صدایش زدند..

سکوت کرده بود و پاسخی نمی داد..

دوباره و چند باره صدایش زندند. باز هم سکوت بود و سکوت بود و سکوت..

تکانش که دادند، گویی سالها بود که روح در بدن نداشت.!

نزدش نوشته ای یافتند که تحریر کرده بود:

معشوق را قربانی جز عاشق نشاید..

بعد التحریر:

روز پدر بود و فاطمه کوچک مرتضی، بهانه پدر گرفته بود..

مزار پدر را که دید، آرام شد. راست می گفت. بوی عطر مرتضی همه جا پیچیده بود..

کاش من جای مرتضی رفته بودم. همین..

یازهرا(س)./

 


ویرایش شده در دوشنبه 19 شهریور 1386 و ساعت 03:09 ق.ظ

نظر ها ()        [لینك مطلب]


صفحات وبلاگ


Technorati Profile