"
انا لله و انا الیه راجعون.!
"
مجاهد مسلمان
*****************
بسم رب الشهداء./
انا لله و انا الیه راجعون..
قدس دیگر از ما نیست. مبارک صهیونیست ها.!
یازهرا(س)./
ویرایش شده در پنجشنبه 14 آذر 1387 و ساعت
07:57 ب.ظ
نظر ها ()
[لینك مطلب]
"
آنکه انبوه بود سیم و زرش.!
"
مجاهد مسلمان
*****************
بسم رب الشهداء./
دوران انقلاب:
پدرم انقلاب کرد. پدرت انقلاب کرد. او هم انقلابی بود..
پدرم شکنجه شد. پدرت تبعید شد. او هم به زندان رفت..
دوران دفاع مقدس:
پدرم جنگید. پدرت جنگید. او هم می جنگید..
پدرم اسیر شد. پدرت شهید شد. او هم جانباز شده بود..
و اما پس از جنگ..
پدرم درد کشید. مادرت رنج برد. او تجارت کرد..
پدرم کار کرد. مادرت تنها بود. او معاملات کلان می کرد..
پدرم کار می کرد. مادرت کار می کرد. او کار نکرده سود می برد..
پدرم ضرر می داد. مادرت سود نمی برد. او سود روز افزون داشت..
و امروز:
پدرم اهل رانت نیست. مادرت وام نمی گیرد. او هم همین گونه است اما رابطه اش با قدرت و سیاست خوب است..
پدرم خانه نشین است. مادرت دق کرده. او وزیر شده است..
پدرم شب و روز به یاد آرمان هاست. تو دم از عدالت می زنی. او هم از نمد انقلاب برای خود کلاه دوخته است.
پدرم فراموش شده. پدرت تنها نامی بر خیابانی شده. اما گویا او تنها یادگار ایام خون و حماسه است..
دارا و ندار پدرم یک کفن است و بس. یادگار پدرت، سربندی و پلاکی است و تمام. اما دارایی و نقدینگی او، 160 میلیارد تومان است..
بعدالتحریر:
حرفی نیست. یعنی حرف هم داشته باشی، سودی ندارد. دارد؟!!
فقط اینکه از قدیم گفته اند:
آنکه انبوه بود سیم و زرش یا خودش دزد بوده یا پدرش
الله اعلم. نه؟!
یازهرا(س)./
ویرایش شده در دوشنبه 4 آذر 1387 و ساعت
01:28 ب.ظ
نظر ها ()
[لینك مطلب]
"
نشریه دخترانه یا مجالی ظهور فمنیسم اسلامی
"
مجاهد مسلمان
*****************
بسم رب الشهداء./
به این دو سه خط خوب دقت کنید:
" اینجا یک خانم باید رسمی بنویسد. با همه کتابی صحبت کند. حق مطرح کردن بعضی چیزها را ندارد، چون یک سری آقایون علیهمالسلام(!) بهشان برمیخورد و اگر رعایت نکند محکوم میشود به اینکه آزادیای را که در دنیای واقعی نتوانسته تجربه کند اینجا میخواهد به زور و پشت نقاب، بهدست بیاورد.."
حالا به این سوالات پاسخ دهید:
بینی و بین الله برداشت شما از این چند خط چیست؟! خصوصا از بخش های پررنگ شده اش؟!
این "بعضی چیزها" که یک خانم ممکن است بخواهد مطرح کند و نتواند یا نباید، کدام است؟! چرا نباید مطرح کند؟! و چرا نمی تواند؟!
"آقایون علیهم السلام" چه کسانی هستند؟! چه اعتقاداتی دارند؟! چرا علیهم السلام شده اند؟! اصلا این تعبیر علیهم السلام چه بار مفهومی دارد؟!
یک خانم در مواجهه با آقایان، خصوصا از نوع علیهم السلامش، چه چیزهایی را باید رعایت کند؟! "رعایت نکردنش" چه حکمی دارد؟! بد است، خوب است، چگونه است؟! اصلا حساسیت به بعضی اصول اعتقادی و شرعی، در مواجه با مردها یا به صورت کلی جامعه، چه جایگاهی دارد؟!
"آزادی که یک زن در دنیای واقعی نتوانسته تجربه کند" چیست؟! از چه جنسی است؟! اصلا آزادی هست یا نیست؟! اگر هست، چرا نباید در دنیای واقعی تجربه کند؟! تجربه کردنش در دنیای مجازی چه معنا و مفهومی دارد؟!
این "زوری که موجبات نقاب بستن" شده، چگونه است؟! آیا حقیقتا زور است؟! واقعا وجود دارد؟! اصلا از جانب چه کسی یا چه دستگاهی یا اصلا چه اندیشه اعمال می شود؟!
و اما بعد..
آهای حضراتی که مدعی اندیشه ناب اسلامی هستید و هرکس که کلامی جز کلام شما داشت، از سویی به نفاق و عداوت با حوزه و از سویی دیگر به تحجر و ارتجاع محکوم می شود، با شما هستم.!
آهای طلاب و مذهبیون گرانقدری که دست به کار انتشار نشریه ای با رویکرد مثلا اعتقادی و دینی به مسائل دختران هستید، شما را خطاب می کنم.!
آهای عالی جنابان، این ره که شما می روید، به ترکستان هم ختم نخواهد شد. اینها که شما نوشته اید و تمجیدش کرده اید و گویا اعتقادش دارید، منتجی است از سکولاریزم و مدرنیزم پنهان حاکم بر اندیشه شما. صراحتا بگویم اینها که شما نوشته اید، هم سنگ و هم شأن و هم رنگ همان اباطیل و خزعبلاتی است که فمنیست های دو آتشه مدعی حقوق زنان بلغور می کنند. با همان جهت گیری ها و با همان رنگ و لعاب. همان خدشه ها را بر اصول وارد می کنید و همان تهمت ها و همان افتراها را بر سر ارزشها فریاد می کنید..
هش باشید که درس طلبگی خواندن و ظاهر اسلامی داشتن و شعارهای رنگ و وارنگ دادن، دلیلی بر حقانیت داشتن نیست. چه بسا که فراوانند آنان که در حفظ ظاهر از شما پیش ترند اما در باطن، خواسته یا ناخواسته جز بر سبیل خطا و انحراف گام برنمی دارند..
مراقب باشید که مسیری که شما در آن حرکت می کنید، سرانجامی جز نفی و رد اصول اصیل اعتقادی نخواهد داشت. این شیطنت های امروز، جز انحرافات فردا به همراه نخواهد داشت. مراقب باشید برادران. مراقب باشید خواهران.!
بعد التحریر:
اسمی از نشریه الکترونیکی مزبور که در حوزه مسائل دختران و زنان منتشر می شود و دست بر قضا توسط جمعی از خواهران طلبه و غیر طلبه مورد حمایت بعضی از دوستان منتشر می شد نبردم، تا کس یا کسانی جنجال و حواشی را بر اصل مطلب حاکم نکنند، و اجازه دهند تا آنچه هست، آنگونه که هست به نظر خواننده برسد، نه آنگونه که عده ای خواهند خواست.!
چند خط پایین تر از همین جملات مورد اشاره، فاجعه کلامی دیگری نیز رقم خورده بود که در این مجال فرصت پرداختن به آن نبود و شاید اگر خدا خواست و عمری باقی بود، در وقت دیگری کلامش را منعقد کنم. تنها اشاره می کنم که حضرات، خواسته یا ناخواسته، دست به تمجیدی کسی زدند که در بین دوستانش، معروف است به فساد و فحشا.!
و لابد این ماکیاولیسم آشکار هم از التزامات حضور در اینترنت است که برای تامین هدف، به تمجید فساد و تشویق مفسدین بپردازیم.!
الهم اجعل عاقبت امورنا خیرا..
یازهرا(س)./
ویرایش شده در - و ساعت
-
نظر ها ()
[لینك مطلب]
"
جناب "م" سلام.!
"
مجاهد مسلمان
*****************
بسم رب الشهداء./
جناب "م" سلام.!
امیدوارم که این روزها حال و احوال شما خوب و خرم باشد و در پرتو عنایات خاصه حضرت استوانه، ایام به خیر و خوشی بر شما سپری گردد..
راستش جناب "م" عزیز، هفته ای که گذشت، خبری بسیار تلخ به ما رسید که البته امیدوارم تلخی کام ما، بر کام شیرین شما که دست بر قضا ارتباط مستقیم با تلخ کامی ما دارد، اثری نداشته باشد و مزاج مبارکتان کماکان از آنچه گذشت شادکام باقی بماند و خاطر عزیزتان به قدر لمحه ای مکدر نگردد..
به هرحال ویرانه ویرانه تر شده عدلیه، برای هرکس که خیری و برکتی نداشت، برای شما داشت و اثبات کردید که می شود با عوامل بیگانه و جاسوسان دشمن ارتباط داشت و اطلاعات سری و فوق سری مملکت را به ایشان تحویل داد، اما به یمن ارتباط خاص با بعضی خواص نه تنها می توان از مهلکه عدالت گریخت، که عدالتخواهان را نیز به جرم بیان حقائق و مطالبه آرمان های انقلاب محکوم کرد.!
فقط ایکاش برای آنکه شائبه مظلوم کشی بر شما وارد نباشد، لطف دوستان ریز و درشت و مریدان کوتاه و بلندتان، شامل حال دیگرانی که سنگ بنای آغاز این حق گویی بودند نیز می شد و تیغ انتقام، تنها بر گرده عدالتخانه مظلوم نمی نشست. بالاخره یادتان که نرفته، کس و کسان دیگری اول بار پرده از فضاحت جاسوسی هسته ای برداشتند و عدالتخانه در این میان تنها به بازانتشار و بازگو کردن گفته ها و نوشته های ایشان پرداخت..
بگذریم جناب "م" عزیز. به هرحال آخرالزمان است و از عجایبش همین بس که دیگر عدالت هم مثل سیاست، یتیم و یسیر شده و پدر و مادر ندارد و چه بسا که عدالت مطلوب ویرانه قضا، به جای متشاکی دامن شاکی را بگیرد و در عوض آنکه مجرم اصلی را به جرم خیانت به انقلاب محاکمه کند، انقلابیون را به جرم مطالبه آرمان های انقلاب محکوم کند..
مهم نیست جناب "م" عزیز. این نیز بگذرد کما اینکه همیشه گذشته است.!
تاریخ حقانیت اسلام، از این تازیانه ها که بر صورت حقیقت نشسته باشد به خود بسیار دیده است. علی(ع) شهید عدالت بود و فرزندانش نیز همچون او، هر یک به گونه ای طعم شیرین عدالت خواهی را با شهد شکرکام شهادت چشیدند..
نه جناب "م" عزیز. عدالتخانه و امیر تفرشی، بر همان سیاق پیروی از علی و فرزندان اویند. اگر با شهادت علی و اولادش، عدالت و عدالتخواهی فراموش شد، با محکوم شدن تفرشی و عدالتخانه اش نیز همانگونه خواهد شد. و خب می دانم و می دانی که حکایت تاریخ روایت دیگری داشت. پس مطمئن باش که تفرشی و عدالتخانه، تنها نقطه کوچکی از دایره عظیم پیروی از حقیقتند و یقین داشته باش که با پاک کردن این نقطه، تنها زمینه را برای اتحاد و اتصال نقاط دیگر به هم فراهم کرده ای و سبب تشکیل خطی شده ای که چون صفی واحد و جبهه ای متحد، در برابر آنانکه قصد خدشه دار کردن انقلاب و آرمان های عظیمش را دارند، خواهد ایستاد و همه می دانیم که پیروزی حقیقت و مدافعانش، وعده ای الهی است که بی هیچ خللی روزی به وقوع خواهد پیوست که "فان حزب الله هم الغالبون.."
یازهرا(س)./
ویرایش شده در - و ساعت
-
نظر ها ()
[لینك مطلب]
"
روضه عدالت
"
مجاهد مسلمان
*****************
بسم رب الشهداء./
قبل التحریر:
این نوشته در عصبانیت پیش از قرائت سوره حمد نگاشته شده است..
و اما بعد..
قریب به دوماه از صدور حکم طلبه مظلوم سیرجانی که تنها جرمش فریاد عدالت سر دادن بود گذشت. کک هیچ کسی هم نگزید. عین خیال هیچ کس هم نبود. نه عدالت خواهانی که تنها دغدغه شان عرض لایه لایه های عدالتخواهی بود به محضر رهبر و انگار نه انگار که در گوشه ای فریاد عدالت خواهی کسی مظلومانه خفه شد و...
البته چه باک است برای جهانشاهی که حضرت روح الله(ره) فرمود: "هرکس برای خدا قیام کرد سیلی خورد.."
فقط حیف شد که طلبه سیرجانی، دوستانی نداشت تا برای دفاع از حقش جلسه برگزار کنند.!
حکم امیر(عدالتخانه) هم صادر شد. 6 ماه زندان و بیست ضربه شلاق. مبارکش باشد و صد البته که نوش جانش. احتمالا اینبار هم کک کسی نگزد. البته دوستان برای امیر جلسه گرفته اند. هرچند که...
گوشه زندان خوش بگذرد امیر جان. البته فراموشت نشود که غلط کردم و شکر خوردم را برای همین وقت ها گفته اند.!
همسرش جانباز 70 درصد اعصاب و روان بود. همسرش که نه، همسر سابقش. طلاق گرفته بود تا شاید راهی برای تامین پول داروها پیدا کند..
می فهمی؟! دوباره می نویسم: همسرش جانباز 70 درصد اعصاب و روان بود. همسرش که نه، همسر سابقش (و تو بخوان معشوق همیشگی اش). طلاق گرفته بود تا شاید راهی برای تامین پول داروها پیدا کند..
حکما لازم است تا بگویمت که راهش چه بود؟!
"شبی بیست هزار تومان" و "زوجتک نفسی فی المدة المعلومه و علی مهر المعلوم.."
مجلس روضه خوانی عدالت کجاست؟! کسی می داند؟!
بعدالتحریر:
نگارنده ابدا قصد ندارد که برای آرام شدن عصبانیتش سوره حمد بخواند.!
یازهرا(س)./
ویرایش شده در شنبه 20 مهر 1387 و ساعت
07:51 ب.ظ
نظر ها ()
[لینك مطلب]