یادداشتهای پراکنده یک مجاهد مسلمان , 
:چهارشنبه 6 شهریور 1387:
"
وقتی که عقل در می ماند.!
"
مجاهد مسلمان
*****************
بسم رب الشهداء./
لطفا این جملات را با دقت بخوانید:
"برهمگان واضح و مبرهن است که ماندن یا رفتن مشایی مطلقا دراندازه ای نیست که به یک مرجع تقلید (باهمه احترامی که برایشان قائلیم) ارتباط قانونی داشته باشد. مگر، مگراین که برای آنان، جایگاهی فراتراز قانون قائل شویم..
مسئله بسیار مهمی که آقای مکارم به آن توجه نکرده اند این است که دخالت وتاکید ایشان درجابجایی مشایی، علاوه بردخالت در وظیفه وکاررایج دستگاه های ذیربط، دخالت درحیطه رهبری نیز هست.."
"ایکاش آقای مکارم بجای دخالت درکارهایی که به حوزه های دیگرمربوط است، باشجاعت تمام می آمدند و میلیاردها وجه مقلدینشان را به حساب دفتر رهبر، که خود مرجعی شجاع و مدیر و مدبرو متقی است و امتحانش را درعرصه های گوناگون پس داده و اداره یک کشور و توجه به انتظارات یک جهان با اوست واریز می فرمودند وسایرمراجع را نیز به این مهم دعوت می کردند و باتجمیع این وجوه، دست رهبر را برای کارهای بزرگی که درپیش است، می گشودند.."
"مراجع ما را همان به که درمحدوده احکام شرعی به ایراد نقطه نظرات خود بپردازند و از ورود به عرصه هایی که تبحرش را ندارند پرهیز کنند. البته آقای مکارم می توانستند بفرمایند: تصمیم درباره ماندن و رفتن آقای مشایی به دولت و مجلس مربوط است اما اگر نظرمرا بخواهید می گویم که بنا به این دلایل، سخن ایشان درست وپخته نیست.."
"دراین سالها همه ما به تبحرهای بی مانندی دست یافته ایم که یکی از آنها " تبحر ایجاد بحران" است. یعنی استاد شده ایم در مسئله کردن موضوعاتی که از فرط کوچکی، لایق بحرانی شدن نیستند. مثل هیاهویی که برسر یک مطلب پرت، دریک نشریه پرت دانشجویی فراهم آوردیم. و یا درقرچک ورامین آنچنان بلایی سر طراح سئوالهای امتحانی آوردیم که جرج بوش هم حساب کارخودش را بکند و بی جهت برای ما خط ونشان نکشد. یاهمین اظهارات مشایی که می توانست درحد یک طنز شخصی باقی بماند و به یک طنز جهانی بدل نشود.."
حالا لطفاً به این سوال پاسخ دهید که این سخنان از کیست؟!
الف) یک سکولاریست تمام عیار..
ب) یکی از اعضاء احزاب اپوزسیون داخلی مثل مشارکت و مجاهدین و نهضت آزادی..
ج) یکی از اعضاء تا به حال شناخته نشده انجمن ضاله حجتیه..
د) یکی از همین عزیزانی که بدون بهره بردن از هیچ دانش عمومی(چه رسد به دانش تخصصی همچون فقه و سیاست)، شبانه روز به اظهارنظرات مشعشع می پردازند..
توضیح جهت راهنمایی:
الف) مدعی دوستی و رفاقت با سیدالشهدای اهل قلم، آسید مرتضی آوینی..
ب) کسی که با ساخت سریال 40 سرباز، بودجه میلیاردی هزینه شده برای این پروژه را به جوب آب ریخت..
د) محمد نوری زاد، نویسنده و کارگردان به ظاهر مذهبی و ارزشی.(تاکید می کنم به ظاهر مذهبی و ارزشی)
پی نوشت:
برادرم محمد صالح مفتاح، اشاره خوبی به این داشت که گویا این بنده خدا، از وقوع انقلابی مبتنی بر ایدئولوژی سیاسی و جهان بینی توحیدی اسلام در سی سال پیش به رهبری مرجع تقلیدی به نام سید روح الله موسوی خمینی(ره) بی خبر است كه اینطور با ادعای پیروی از خط امام، مراجع معظم تقلید را به دوری از سیاست فرا می خواند.!
یازهرا(س)./
ویرایش شده در - و ساعت
-
نظر ها ()
[لینك مطلب]
یادداشتهای پراکنده یک مجاهد مسلمان , 
:پنجشنبه 31 مرداد 1387:
"
غائله ای به نام مشایی
"
مجاهد مسلمان
*****************
بسم رب الشهداء./
در خصوص اظهارنظرات مشایی و چرایی غلط بودن و ناصواب بودنش، حرف بسیار گفته شده و پاسخ های روشن و واضحی برای رد موارد مطروحه توسط مشایی بیان شده و نیاز مجددی برای بحث دوباره نیست. اما آنچه در این فرصت، نیازمند توجه و بررسی و دقت بیشتر است، نوع واکنشی است که از سوی رییس جمهور محترم و انقلابی نسبت به این مسئله ابراز شده و موضعی است که باید در برابر این مسئله اتخاذ میشده اما نشده.!
مرتبه اولی که مشایی حرف از دوستی با مردم اسراییل زد، گفتیم که انشاءالله با تذکر دکتر احمدی نژاد که در بین مسئولین نظام، به حق به عنوان یکی از شاخص ترین معتقدان به اندیشه های حضرت روح الله(ره) در مسئله اسراییل و صهیونیسم می باشد، مواجه خواهد شد و چنین سخنان سخیفی برای مرتبه بعد از او شنیده نخواهد شد..
اما مرتبه دومی که مشایی دوباره و اینبار با تاکید بیشتر، بر قول باطل خود اصرار ورزید، نه تنها مبهوت این میزان از تفاوت و حتی تقابل نظر بین رییس جمهور و یکی از معاونینش شدیم، بلکه انتظار داشتیم تا از جانب دکتر احمدی نژاد، برخورد جدی با این مسئله صورت گیرد و اعتراض جدی مراجع معظم تقلید و دانشجویان انقلابی و امت حزب الله، با اقدام قاطع و انقلابی رییس جمهور پاسخ بگیرد تا دیگربار احدی خصوصا در این دولت، قصد بیان چنین خزعبلاتی و لاطائلاتی نکند..
اما مشایی اینبار در فرصت حاصل شده از غفلت رییس جمهوری در برخورد قاطع و انقلابی با وی، در مراسم ثبت میراث معنوی نیمه شعبان٬ در سخنانی به مراتب سخیف تر و گستاخانه تر از پیش، صراحتا نظرات مغایر و مخالف با اندیشه های حضرت امام و حضرت آقا و آرمان های انقلاب خویش را، اعتقادات و آموزه های دینی دانسته و تلویحا مکتب و منشاء فکری و اعتقادی جعلی صهیونیست های غاصب سرزمین های اشغال فلسطین را، نوعی مکتب الهی و آموزه دینی و اعتقادی توحیدی که اتفاقا در مسیر حق و حقیقت هم هست توصیف کرده و تفاوت و تنازع موجود بین مکتب توحیدی اسلام شیعی با این قبیل مکاتب مجعول و ضد انسانی و ضد الهی دست ساز بشر را، تنازع بین قدرت ها دانسته و ریشه آن را صرفا در تقابل بین دولت ها و حکومت ها قلمداد کرده است..
صرف نظر از اینکه این اندیشه های باطل امثال مشایی ریشه در کجاها دارد و از کدام آبشخورهای منحرف فکری و اعتقادی و سیاسی (نظیر پلورالیزم و سکولاریزم) تغذیه می شود، آنچه مشایی امروز بیان نموده و ضمن آن بر صحت و اعتقاد به سخنان سخیف قبلی اش صحه گذاشته، بیانگر آن است متاسفانه نه تنها برخوردی آنچنان که باید و شاید با وی صورت نگرفته، بلکه با تاسف شدید می توان اینطور برداشت کرد که حتی از اینگونه اظهارات مشایی نیز استقبال هایی صورت گرفته که وی اینبار با گستاخی بیشتر به بیان همان حرفا زبان گشوده است و حتی نسبت به تئوریزه کردن و نهادینه ساختن آن نیز اقدام نموده است..
به نظر می رسد اینگونه رفتارهای مخالف با اصول صورت گرفته توسط مشایی، اگر از سر کینه و عداوت با آرمان های انقلاب و اندیشه های توحیدی حضرت امام و مقام عظمای ولایت اتفاق نیفتاده باشد که البته به زعم بسیاری از حامیان و معتقدین به دولت نهم اینگونه هم هست، بی شک ریشه در حماقت و بلاهت مشایی دارد که این حماقت به خودی خود تیری زهرآگین خواهد بود بر پیکره اصول و آرمان ها و ارزش های مطرح شده توسط دکتر احمدی نژاد و دولت مکتبی اش. و اگر به موقع و با اقدام قاطع با این مسئله برخورد نشود، قطعا موجب دلسردی و قطع امید امت حزب الله و دانشجویان انقلابی به عنوان اصلی ترین حامیان دولت نهم، خواهد شد و این دلسردی نیز مشخصا تاثیر مشهودی در حمایت از احمدی نژاد در دور آتی انتخابات ریاست جمهوری برجای خواهد گذاشت که این مسئله نیز هرگز دلخواه و مورد علاقه امت حزب الله نیست و نخواهد بود..
و البته نباید از تاثیر سوء و منفی اینگونه اظهارات و موضع گیری های مخالف با اصول انقلاب بر نگاه و نگرش مردم و ملت های آزادی خواه و عدالت خواه در تمام جهان، خصوصا در بین مسلمین مظلوم فلسطین، غافل شد..
نگارنده شخصا تا به حال در هیچ یک از معدود موارد مشابه، اعتقادی به مورد سوال و مؤاخذه مستقیم قرار گرفتن رییس جمهور نداشته و هرگز انتظاری برای انجام کاری و اجرایی خواسته ای در این زمینه نداشته است. اما مسئله مشایی، خصوصا در این اظهار فضل ها و اظهار نظرات مشعشع اخیرش، قاعده دیگری دارد و برخوردی کاملا متفاوت می طلبد. چرا که ضمن به خطر افتادن آینده دولت نهم خصوصا در انتخابات دهم ریاست جمهوری، این قبیل کنش ها و واکنش ها، کاملا مغایر و مخالف با اندیشه های حضرت روح الله(ره) و حضرت امام خامنه ای(دامه عزه) و نیز اصول انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده و موجبات تخریب و تخطئه این اندیشه ها و اصول و ارزشها خواهد شد و این موضوع چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت..
امید است با شناختی که از شخصیت شجاعت و منش انقلابی و اندیشه های اسلامی دکتر احمدی نژاد داریم، اینبار و یک بار برای همیشه، غائله مشایی را به سرانجام مناسبی رسانده و با اقدام قاطع و ارزشمند خویش، احساسات و اعتقادات جریحه دار شده مراجع عظام تقلید و امت حزب الله و دانشجویان انقلابی ترمیم و مداوا کند..
یازهرا(س)./
ویرایش شده در - و ساعت
-
نظر ها ()
[لینك مطلب]
یادداشتهای پراکنده یک مجاهد مسلمان , 
:شنبه 26 مرداد 1387:
"
کلاهت را بالاتر بگذار آقای عدالت.!
"
مجاهد مسلمان
*****************
بسم رب الشهداء./
حجت الاسلام علی رضا جهانشاهی، به ٢٣ ماه و نیم حبس، ٣٠ هزار تومان جریمه نقدی و ٣ سال ممنوع الورودشدن به سیرجان محکوم شد..
و اما بعد..
کلاهت را بالاتر بگذار آقای عدالت.!
کلاهت را بالاتر بگذار تا شاید ببینی که تحت لوای تو و تحت امر تو، چه به روز عدالت آورده اند..
آقای عدالت، با خودم فکر می کنم که اگر تو خودت آمر و عامل این جنایت در حق عدالت نبوده باشی، یقینا به خاطر سکوت آشکارت و به خاطر حمایت پنهانت، اصلی ترین شریک جرم این بازی کثیف بوده ای..
گفتم شریک جرم و یادم آمد که این عدالت ستیزی ها و عدالت خواه ستیزی ها، در ویرانه ویرانه تر شده تو، نه تنها جرم نیست، که افتخاری است بس بزرگ و حتی لایق تشویق و پاداش های کلان..
اما آقای عدالت، من از جرمی حرف می زنم که در دادگاه های تو بررسی نمی شود. من از جرمی می گویم که نه تو، و نه هیچ یک از حامیان ریز و درشت سرمایه دار و لیبرالت، در حد و اندازه قضاوت کردنش نیستند..
آری آقای عدالت. آنچه من جرم دانستمش، آنی است که در یوم تبلی السرائر و در آن روز که عدالت محض برپا می شود و عدالت خواهی به اوج اعلی خویش می رسد، مجرمینش را محاکمه خواهند کرد..
روزی که دادگاه عدل الهی براه می افتد و قاضی دادگاه نه تو و نه هیچ یک از یاران عدالت ستیزت نخواهید بود و چه بسا شمایان، اصلی ترین متهمان این دادگاه باشید..
روزی که قاضی عادلی به نام حق، حکومت خواهد کرد و دیگر نه زر به خرید عدالت خواهد آمد، نه زور برای عدالت خط و نشان خواهد کشید، و نه تزویر اثری در حکم عدالت تواند داشت..
و بدان که شاکی محکمه عدل فردا، نه جهانشاهی است و نه حتی دانشجویان عدالت خواه. که فردا روز، حضرت حق، هم شاکی این جرم پلید خواهد بود و هم بر مسند قضاوتش خواهد نشست و هم اجرای عدالت به دست خویش خواهد داشت..
و وای بر تو و بر یارانت در آن دم که عدل حکومت خویش آغاز کند و تو را به جرم آنچه امروز روا داشتی، به سخت ترین سختی ها محکوم و مجازات کند..
بعدالتحریر:
می خواستم از نیمه شعبان بنویسم و از مردی که روزی خواهد آمد تا عدالت برپا شود و فقیر و غنی نباشد و تعبیر دارا و ندار از تمام لغت نامه ها حذف شود و تنها عدل حکومت کند و بس..
می خواستم از قیام عدل گستر بنویسم و آنکه او نخواهد آمد الا برای برقراری عدالت. تا در سایه عدالتش و عدالت خواهی اش، طعم تلخ ناکامی عدالت خواهی علی(ع)، به شیرینی و حلاوت برقراری قسط و عدل مبدل شود..
حتی خواستم که اینگونه بنویسم اما نشد. نتوانستم و نخواستم که از فردا بنویسم اما از امروز غافل شوم و از حق ناحق شده آنکه تنها به جرم اعتقاد به عدالت راهی زندان شد، حرفی نزنم..
پس تنها می نویسم که مهدی(عج)، برای عدالت ظهور خواهد کرد و برای عدالت جهاد خواهد کرد و برای عدالت حکومت خواهد کرد..
یازهرا(س)./
ویرایش شده در - و ساعت
-
نظر ها ()
[لینك مطلب]
یادداشتهای پراکنده یک مجاهد مسلمان , 
:شنبه 19 مرداد 1387:
"
لطیفه ای به نام حقوق بشر.!
"
مجاهد مسلمان
*****************
بسم رب الشهداء./
ایلیا دعوتم کرده تا به واسطه حرکتی که از صالح شروع شده، در رابطه با ارتباط تروریسم و حقوق بشر و رسانه ها بنویسم. بهانه این حرکت هم واکنشی است که رسانه های گوش به فرمان امپراطوری رسانه ای صهیونیسم، نسبت به اعدام دو نفر از تروریست های گروهک موسوم به جندالله (همان گروهکی که فرماندهی اش بر عهده عبدالمالک ریگی، شرور و تروریست مشهور جنوب شرقی کشور که آمر و عامل فجایع تروریستی همچون قتل و عام 22 نفر از هموطنان مظلوم در حادثه جاده تاسوکی و نیز درگیری و به شهادت رسیدن سربازان و ماموران هنگ مرزی نیروی انتظامی در مرز با پاکستان است.) نشان داده اند..
ماجرا از این قرار است که یعقوب مهرنهاد و عبدالناصر طاهری صدر، از عوامل تبلیغاتی و اطلاع رسانی و از سرپل های جذب گروهک ریگی، به جرم فساد فی الارض و محاربه با خدا از طریق همکاری با گروهک جندالله، به اعدام محکوم شده اند و همین موضوع بهانه ای شده برای ایجاد موج رسانه ای غرب بر علیه ایران، آن هم با توجیه دفاع از حقوق بشر و دفاع از حقوق دو روزنامه نگار معترض به جمهوری اسلامی.!!
واما بعد..
کاری به این ندارم که یعقوب مهرنهاد عبدالناصر طاهری که بوده اند و چه کرده اند و چه حکمی برایشان صادر شده. حتی بالاتر از این، کاری هم ندارم که خود عبدالمالک ریگی، چه خون های پاکی را بر زمین ریخته و چه جنایاتی در حق مردم مظلوم سیستان و بلوچستان و سربازان بی گناهی که تنها به خاطر پاسداری از حریم میهن و جلوگیری از ورود باندهای مافیای مواد مخدر به کشور روا داشته است..
در این میان، یا لااقل در این موضوعی که برای نوشتنش دعوت شده ام، آنچه مهم می نماید، تلاشی است که رسانه های تحت سیطره استکبار برای تطهیر چهره همین تروریست های محکوم به اعدام شده از خود نشان می دهند تا نهایتا بعد از اعدام شدنشان، علمی چون پیراهن عثمان بلند کنند و بر مظلومیت و خدمات رنگ و وارنگشان گریه کنند..
برای بلندگوهای تزویر و فریب، مهم نیست که مهرنهاد، در همان نشریه کذایی اش، شب و روز به تطهیر چهره ریگی می پرداخت و سنگ جندالله را به سینه میزد و یا طاهری دائما برای جذب نیرو و کمک های مالی به منظور تامین گروهک ریگی تلاش می کرد. چه اهمیتی دارد که اگر ریگی تروریستی است که با اسلحه به ترور و قتل و و کشتار دست می زند، مهرنهاد طاهری هم عواملی هستند که به وسیله تروریسم خبری و رسانه ای همان قتل و عام و کشتار را موجه جلوه می دهند حتی برای رپرتاژ تشویقی نیز تولید می کنند..
اشتباه نکنید. برای صدای آمریکا یا بی بی سی، یا سی ان ان یا هر بوق خبری دیگری از این دست، حتی این هم مهم نیست که حکم اعدام یعقوب مهرنهاد، به واسطه این هجمه رسانه ای و تبلیغاتی لغو شود یا نه. به همین سادگی، برای غربی های به اصطلاح مدافع منشور جهانی حقوق بشر(فارغ از مواردی که در باب همین منشور کذایی در پروتکل های دانشوران صهیون بیان شده) مهم نیست که طاهری زنده بماند یا نه. اتفاقا برعکس. برای آنها ارزشمندتر و بهتر آن است که این دو نفر اعدام شوند تا پس از این هجمه ای که بر علیه حکم اعدام این دو براه انداختند، موج رسانه ای دیگری نیز بر علیه کشته شدنشان و در رثانی حقوق بشر سازماندهی کنند و اینبار از آنان قهرمانی بسازند که نه برای تروریست بودنش، که به خاطر شعارهایی چون آزادی و عدالت به مسلخ رفته..
با این حساب، شک نکنید که اگر فردا روز، خود عبدالمالک ریگی هم دستگیر شود و به خاطر جنایات و اقدامات تروریستی اش به اعدام محکوم گردد، چه بسا همین رسانه های خبیث و پلید صهیونیستی، هجمه و موج رسانه ای سنگین تر و شدیدتری برای او نیز براه خواهند انداخت و چنان که پیش از این در همین صدای آمریکا از او قهرمان مبارزه با جمهوری اسلامی ساختند، به عنوان قهرمانی که برای آزادی و عدالت مبارزه کرده است از او یاد یاد خواهند کرد.!
آری. تعریفی که رسانه های صهیونیستی از حقوق بشر دارند، آن نیست که حقوق بشری را دنبال کند. حقوق بشر ادعایی رسانه های دنیای مدرنیته و لیبرالیسم، چماقی است که تنها به کار کوبیدن بر سر کشورهای مخالف و غیر هم سو می آید. والا اگر غیر از این بود چرا هرگز خبری از محکوم کردن همان فجایعی که امثال ریگی و مهرنهاد عاملینش بوده اند در این رسانه ها دیده نشد؟! و یا چرا بالاتر از آنچه در ایران می گذرد، هرگز نشنیدیم و ندیدیم و نخواندیم که یکی از این رسانه های مثلا اهل انسانیت و حقوق بشر، جنایات صهیونیست ها را در حق مردم مظلوم فلسطین محکوم کند؟!
براستی که با این اوصاف، حقوق بشر، همچون لطیفه مضحکی است که جز لحظه ای خنده تلخ، هیچ خاصیتی برای بشر نداشته و نخواهد داشت.!
یازهرا(س)./
ویرایش شده در - و ساعت
-
نظر ها ()
[لینك مطلب]
یادداشتهای پراکنده یک مجاهد مسلمان , 
:سه شنبه 15 مرداد 1387:
"
شغل یا مسئولیت٬ مسئله این است.!
"
مجاهد مسلمان
*****************
بسم رب الشهداء./
"پاسداری یک شغل نیست. یک مسئولیت است.."
حضرت امام خامنه ای
یعنی اینکه؛
پاسداران تک بعدی نیستند. همانگونه که عاشورای حضرت اباعبدالله(ع)، تک بعدی نبود..
جواب سوالت همین بود.!
یازهرا(س)./
ویرایش شده در چهارشنبه 16 مرداد 1387 و ساعت
03:08 ق.ظ
نظر ها ()
[لینك مطلب]