یادداشتهای پراکنده یک مجاهد مسلمان ,

:پنجشنبه 18 مهر 1387:

" روضه عدالت "

مجاهد مسلمان

*****************

 

بسم رب الشهداء./

قبل التحریر:

این نوشته در عصبانیت پیش از قرائت سوره حمد نگاشته شده است..

 

و اما بعد..

قریب به دوماه از صدور حکم طلبه مظلوم سیرجانی که تنها جرمش فریاد عدالت سر دادن بود گذشت. کک هیچ کسی هم نگزید. عین خیال هیچ کس هم نبود. نه عدالت خواهانی که تنها دغدغه شان عرض لایه لایه های عدالتخواهی بود به محضر رهبر و انگار نه انگار که در گوشه ای فریاد عدالت خواهی کسی مظلومانه خفه شد و...

البته چه باک است برای جهانشاهی که حضرت روح الله(ره) فرمود: "هرکس برای خدا قیام کرد سیلی خورد.."

فقط حیف شد که طلبه سیرجانی، دوستانی نداشت تا برای دفاع از حقش جلسه برگزار کنند.!

 

حکم امیر(عدالتخانه) هم صادر شد. 6 ماه زندان و بیست ضربه شلاق. مبارکش باشد و صد البته که نوش جانش. احتمالا اینبار هم کک کسی نگزد. البته دوستان برای امیر جلسه گرفته اند. هرچند که...

گوشه زندان خوش بگذرد امیر جان. البته فراموشت نشود که غلط کردم و شکر خوردم را برای همین وقت ها گفته اند.!

 

همسرش جانباز 70 درصد اعصاب و روان بود. همسرش که نه، همسر سابقش. طلاق گرفته بود تا شاید راهی برای تامین پول داروها پیدا کند..

می فهمی؟! دوباره می نویسم: همسرش جانباز 70 درصد اعصاب و روان بود. همسرش که نه، همسر سابقش (و تو بخوان معشوق همیشگی اش). طلاق گرفته بود تا شاید راهی برای تامین پول داروها پیدا کند..

حکما لازم است تا بگویمت که راهش چه بود؟!

"شبی بیست هزار تومان" و "زوجتک نفسی فی المدة المعلومه و علی مهر المعلوم.."

 

مجلس روضه خوانی عدالت کجاست؟! کسی می داند؟!

 

بعدالتحریر:

نگارنده ابدا قصد ندارد که برای آرام شدن عصبانیتش سوره حمد بخواند.!

 

یازهرا(س)./


ویرایش شده در شنبه 20 مهر 1387 و ساعت 07:51 ب.ظ

نظر ها ()        [لینك مطلب]


یادداشتهای پراکنده یک مجاهد مسلمان ,

:پنجشنبه 14 شهریور 1387:

" خوشا به غیرتت حسین درخشان.! "

مجاهد مسلمان

*****************

 

بسم رب الشهداء./

نوشته بود:

"این وبلاگ سیاه پوش شده است، بخاطر شصت کودک افغانی که چند روز پیش در حمله‌ی هوایی آمریکا قتل عام شدند. من عزادارم بخاطر اینکه هیچکس حرفی از اینها نمی‌زند. این سکوت یعنی مرگ اندر مرگ..

بسیجی‌های عدالت‌خواه و کیهان و بقیه هم که حاضرند برای استعفای مشایی بخاطر چهارتا کلمه حرف درست ولی کم‌دقت صدها هزار کلمه بنویسند و ساعتها زیر آفتاب جلوی دفتر کار مشایی اجتماع کنند، عارشان می‌آید تا حتی چهار کلمه راجع به این بینواها بنویسند یا حتی یک بار بروند جلوی سفارت‌های کشورها ناتو و سر این حرام‌زاده‌های رذل حداقل فریاد بزنند.."

 

و اما بعد..

کاری به این ندارم که حسین درخشان که بوده و چه کرده و چه می کند. ضد انقلاب و اپوزسیون بوده یا عامل مطبوعاتی CIA. مشروب می خورَد و هزار کثافت کاری دیگر می کند، یا شب و روز به پر و پای هم مسلکان و دوستان گرمابه و گلستان سابقش می پیچد. حتی کاری به این ندارم که دست کم در همین اواخر، متعدداً اراجیف مشایی و نوری زاد را تایید کرده و تشویقشان کرده..

بدون تعارف و بی هیچ شائبه ای، دردم آمده از اینکه حتی این موجود سیاه بخت بی نوا، به فکر 60 کودک مظلوم افغان بوده و برایشان حرفی زده و چیزی نوشته، اما من و امثال من که ادعای اسلام و مسلمانی داریم و فریاد جهان اسلام خواهی مان گوش فلک را پر کرده، لال مانده ایم و حناق گرفته ایم..

درخشان راست گفته است. نمی شود و نباید از منادیان دروغ گوی حقوق بشر مثل شیرین عبادی که شب و روزشان به سینه چاک دادن برای منافع آمریکا و اسراییل می گذرد، انتظاری برای حرکت و اعتراض داشت. اصلا ننگ است برای بشریت اگر اینها که دَمشان بسته به بازدم مسموم کاخ سفید نشین ها و جنایتکاران صهیونیست بسته است، حرفی بزنند. شک ندارم که روح این کودکان معصوم افغان به لرزه خواهد افتاد اگر امثال شیرین عبادی و اعوان و انصار رنگ و وارنگش، بر سوگ ایشان ناله کنند..

اما مات و مبهوتم که چرا من لال شده ام. چرا تو سکوت کرده ای. چرا همه ما مدعیان جهان اسلام و عدالت خواهی و آرمان خواهی و دفاع از مظلوم و مبارزه با ظالم، اسیر خفقان درونمان شده ایم و حرفی نمی زنیم. می سوزم از این که حتی دیگ غیرت درخشان به جوش آمده، اما برای ما که پُریم از ادعای عدالت و حق طلبی، انگار نه انگار که 60 کودک معصوم مسلمان افغان در آتش سوخته اند و پرپر شده اند..

آری برادر. کامم تلخ شده از فکر اینکه مبادا جهان اسلام خواهی ما، رنگ نژادپرستی به خود گرفته باشد و اسلام را تنها در عراق و فلسطین و لبنان دنبال کنیم و به قول آن شاعر افغان، تنها به خاطر چند دانه جو که در مزرعه گندم قوم افغان روییده، کاری به افغانستانی که سالهای سال است گردنش زیر یوغ استعمار و استکبار خورد شده، نداشته باشیم..

خوشا به غیرتت حسین درخشان. خوشا به همان ته مانده وجدانت..

 

یازهرا(س)./


ویرایش شده در جمعه 15 شهریور 1387 و ساعت 02:09 ق.ظ

نظر ها ()        [لینك مطلب]


یادداشتهای پراکنده یک مجاهد مسلمان ,

:چهارشنبه 6 شهریور 1387:

" وقتی که عقل در می ماند.! "

مجاهد مسلمان

*****************

 

بسم رب الشهداء./

لطفا این جملات را با دقت بخوانید:

 

"برهمگان واضح و مبرهن است که ماندن یا رفتن مشایی مطلقا دراندازه ای نیست که به یک مرجع تقلید (باهمه احترامی که برایشان قائلیم) ارتباط قانونی داشته باشد. مگر، مگراین که برای آنان، جایگاهی فراتراز قانون قائل شویم..

مسئله بسیار مهمی که آقای مکارم به آن توجه نکرده اند این است که دخالت وتاکید ایشان درجابجایی مشایی، علاوه بردخالت در وظیفه وکاررایج دستگاه های ذیربط، دخالت درحیطه رهبری نیز هست.."

"ایکاش آقای مکارم بجای دخالت درکارهایی که به حوزه های دیگرمربوط است، باشجاعت تمام می آمدند و میلیاردها وجه مقلدینشان را به حساب دفتر رهبر، که خود مرجعی شجاع و مدیر و مدبرو متقی است و امتحانش را درعرصه های گوناگون پس داده و اداره یک کشور و  توجه به انتظارات یک جهان با اوست واریز می فرمودند وسایرمراجع را نیز به این مهم دعوت می کردند و باتجمیع این وجوه، دست رهبر را برای کارهای بزرگی که درپیش است، می گشودند.."

"مراجع ما را همان به که درمحدوده احکام شرعی  به ایراد نقطه نظرات خود بپردازند و از ورود به عرصه هایی که تبحرش را ندارند پرهیز کنند. البته آقای مکارم می توانستند بفرمایند: تصمیم درباره ماندن و رفتن آقای مشایی به دولت و مجلس مربوط است اما اگر نظرمرا بخواهید می گویم که بنا به این دلایل، سخن ایشان درست وپخته نیست.."

"دراین سالها همه ما به تبحرهای بی مانندی دست یافته ایم که یکی از آنها " تبحر ایجاد بحران"  است. یعنی استاد شده ایم در مسئله کردن موضوعاتی که از فرط کوچکی، لایق بحرانی شدن نیستند. مثل هیاهویی که برسر یک مطلب پرت، دریک نشریه پرت دانشجویی فراهم آوردیم. و یا درقرچک ورامین آنچنان بلایی سر طراح سئوالهای امتحانی آوردیم که جرج بوش هم حساب کارخودش را بکند و بی جهت برای ما خط ونشان نکشد. یاهمین اظهارات مشایی که می توانست درحد یک طنز شخصی باقی بماند و به یک طنز جهانی بدل نشود.."

 

حالا لطفاً به این سوال پاسخ دهید که این سخنان از کیست؟!

الف) یک سکولاریست تمام عیار..

ب) یکی از اعضاء احزاب اپوزسیون داخلی مثل مشارکت و مجاهدین و نهضت آزادی..

ج) یکی از اعضاء تا به حال شناخته نشده انجمن ضاله حجتیه..

د) یکی از همین عزیزانی که بدون بهره بردن از هیچ دانش عمومی(چه رسد به دانش تخصصی همچون فقه و سیاست)، شبانه روز به اظهارنظرات مشعشع می پردازند..

 

توضیح جهت راهنمایی:

الف) مدعی دوستی و رفاقت با سیدالشهدای اهل قلم، آسید مرتضی آوینی..

ب) کسی که با ساخت سریال 40 سرباز، بودجه میلیاردی هزینه شده برای این پروژه را به جوب آب ریخت..

د) محمد نوری زاد، نویسنده و کارگردان به ظاهر مذهبی و ارزشی.(تاکید می کنم به ظاهر مذهبی و ارزشی)

پی نوشت:

برادرم محمد صالح مفتاح، اشاره خوبی به این داشت که گویا این بنده خدا، از وقوع انقلابی مبتنی بر ایدئولوژی سیاسی و جهان بینی توحیدی اسلام در سی سال پیش به رهبری مرجع تقلیدی به نام سید روح الله موسوی خمینی(ره) بی خبر است كه اینطور با ادعای پیروی از خط امام، مراجع معظم تقلید را به دوری از سیاست فرا می خواند.!

 

یازهرا(س)./


ویرایش شده در - و ساعت -

نظر ها ()        [لینك مطلب]


صفحات وبلاگ

1 2 3 4 5 6 7 ...


Technorati Profile